محمد حسن خان اعتماد السلطنه
984
مرآة البلدان ( فارسى )
را قدرت بيرون آمدن از شهر و با لشكر حسام السلطنه رزم كردن نماند . ولى از بالاى باره و برج به واسطه توپ و تفنگ معارضتى مىكردند و گاهگاهى انتهاز فرصتى نموده بر سنگرها يورش مىآوردند و حاصلى جز انهزام نمىيافتند . ولى از كار پيكار روزى آسوده نبودند و شبى بدون اين فكر و انديشه نمىغنودند و زياده از يك سال بود كه سالار با عساكر دولت دم از مبارزت مىزد و هنوز پا مىفشرد و جنون او را به راه ثبات قدم مىبرد . بالجمله دراين ايام ، قشون قضا نظام به انتظام امور محاصره پرداختند و در افزودن سنگرها و بستن معبرها سعى وافى به عمل آوردند . برجها بساختند و در آنها تفنگچى و قراول سرباز گذاشتند . دراين موقع سه هزار نفر سوار تركمان مروى به كمك سالار آمده در ميل اياز شش فرسنگى مشهد مقدس بودند كه به حكم نواب و الا حسام السلطنه ، عباسقلى خان سرتيپ بادكوبه با شش عراده توپ و دو هزار سوار رزم ديده به اتفاق سام خان و سواران خراسانى و عراقى و آذربايجانى راه برگرفتند . سحرگاهى از گرد راه به محاربه و مضاربه مشغول شدند . جنگ بزرگى روى داد . محمد شيخ سردار تراكمه منهزم شده سيصد نفر از تراكمه گرفتار و صد نفر مقتول شدند و امرا مظفر و منصور به اردو بازآمدند . خبر اينفتح را با عريضهء حسام السلطنه به دارالخلافه بردند . هم از دارالخلافه حاجى يوسف خان سرتيپ فوج قراداغى و توكل خان با فوج خمسه و چهارصد نفر سوار كليائى و پانصد بار قورخانه و سه عراده به اردو ملحق شد و به حكم و الا ، در ميانهء اردو و سنگر دروازهء نوقان ، بنيان سنگرى جديد كردند و باستيانى رفيع كه مشرف به شهر بود بساختند و توپى هجده پوند بالاى آن بردند كه گلولهء آن بنيان سراهاى شهر را ويران مىكرد . و از جانب سالار نيز برابر هرسنگرى از سنگرهاى اردو بر كنار خندق براى محافظت خندق سنگرى محكم برپاى كردند و تفنگچيان زبردست در آنها نشاندند و همه روزه سالار و پسرش امير اصلان خان بيرون آمده با لشكر فيروزى اثر محاربه و مضاربه مىنمودند و زياده از دويست نوبت با سپاه منصور كارزار شده بود كه امتداد آن از وقت صبح تا هنگام شام مىبود .